تبليغاتX
آستان جانان
   

 پرویز مشکاتیان

 

در نیشابور(استان خراسان) به سال 1334 دنیا آمد. مشکاتیان کار هنری خود را در ۶ سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان آغاز کرد. مرحوم مشکاتیان تار و سنتور را استادانه می‌نواخت و با ویولن و سه تار نیز آشنا بود. اساتید او نورعلی برومند، عبداله دوامی، داریوش صفوت، محمدتقی مسعودیه، سعید هرمزی، یوسف فروتن، محمد برکشلی و احمد عبادی بودند. پرویزمشکاتیان در کانون حفظ و اشاعه موسیقی ایران تدریس می‌کرد. او یکی از اعضای گروه عارف می‌باشد. او سی دی و کاستهای بسیاری با حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و چاووش)، محمد رضا لطفی (سرپرست گروه شیدا)، محمدرضا شجریان و... ضبط کرده است. همچنین کارهای او به عنوان یک آهنگساز و پژوهشگر ادامه دارد

  


 

           حکایت دوست                          

 

ما گدايان خيل سلطانيم
شهربند هوای جانانيم 
بنده را نام خويشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنيم
گر برانند و گر ببخشايند
ره به جای دگر نمیدانيم
چون دلارام میزند شمشير
سر ببازيم و رخ نگردانيم
دوستان در هوای صحبت يار
زر فشانند و ما سر افشانيم
مر خداوند عقل و دانش را
عيب ما گو مکن که نادانيم
هر گلی نو که در جهان آيد
ما به عشقش هزاردستانيم
تنگ چشمان نظر به ميوه کنند
ما تماشاکنان بستانيم
تو به سيمای شخص مینگری
ما در آثار صنع حيرانيم
هر چه گفتيم جز حکايت دوست
در همه عمر از آن پشيمانيم
سعديا بی وجود صحبت يار
همه عالم به هيچ نستانيم


آلبوم نوا ( مرکب خوانی)

صدای استاد محمد رضا شجریان

شعر  حضرت سعدی

آهنگ از پرویز مشکاتیان

تنظیم از محمد موسوی

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/27ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

 چهره به چهره

 

 

 گر به تو افتدم نظر
چهره به چهره رو برو
شرح دهم غم تو را
نكته به نكته مو به مو
ساقي باقي از وفا
باده بده سبو سبو
مطرب خوش نواي را
تازه به تازه گو بگو
در پي ديدن رخت
همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در
كوچه به كوچه كو به كو
مي رود از فراق تو
خون دل از دو ديده ام
دجله به دجله يم به يم
چشمه به چشمه جو به جو

 

 

البوم چهره به چهره

خواننده استاد محمدرضاشجریان

ترانه سرا غزل :قره العین

تنظیم کننده : استاد محمد رضا لطفی

                                                                                                      #FFFFFF


  قره العين يا طاهره

زرين تاج برغانی قزوينی ، معروف به قره العين يا طاهره ، دختر حاجی ملا محمد صالح برغانی قزوينی ، در سال ۱۱۹۵ هجری خورشيدی مطابق با ۱۸۱۶ ميلادی در قزوين به دنيا آمد. او مقدمات علوم را به همراه خواهرش مرضيه نزد پدرش آموخت. بعد به تحصيل فقه و اصول و کلام و ادبيات عرب پرداخت. سپس آثار شيخ احسايی و سيد رشتی را مطالعه کرد . عقايد سيد رشتی بسيار روی او تاثير گذاشت . تا آنجا که او تصميم گرفت به کربلا برود و سيد را ملاقات کند. دو پسر و يک دختر خود را به شوهرش که پسر عمويش هم بود ، سپرد و به کربلا رفت . اما چون به آنجا رسيد، سيد درگذشته بود. در آن هنگام قرت العين ۲۹ سال داشت . سپس از آنجا به بغداد رفت و بعد از آن در سال ۱۲۲۵خورشيدی ( ۱۸۴۶ ميلادی ) به دستور سلطان عثمانی به ايران بازگشت و به قزوين رفت . يکسالی در آنجا بود تا که پدرش و پدر شوهرش به دست پيروان باب کشته شدند و او مجبور شد به تهران برود. بعد به همراه عده ای از يارانش به دشت " بدشت" در هفت کيلومتری شاهرود رفت و در انجمنی که در آنجا بر پا شده بود ، بی پرده در برابر حضار نمودار شد و به سخنرانی پردا خت و غوغايی به پا کرد و از آنجا به تهران باز گشت. بعد از مدتی به قزوين رفت تا بعد از کشته شدن باب او را دستگير کردند و به تهران آوردند و در يک بالاخانه ی بی پله ای زندانی کردند .
بعد از حادثه ی تيراندازی به ناصرالدين شاه ، در سال ۱۲۳۱ خورشيدی ( ۱۸۵۲ ) در حالی که فقط ۳۶ سال داشت ، به دستور شاه و وزيرش در باغ ايلخانی کشته شد.

قره العين زنی صاحب قلم ، شاعر و سخنران بود. آلوسی ، مفتی بغداد در ترجمه ی حال او می گويد: " من در اين زن فضل و کمالی ديدم که در بسياری از مردان نديده ام. او دارای عقل و استکانت و حيا و صيا نت بسيار بود. "

قره العين در ايران نخستين زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت

 

2 نوشته شده در  شنبه 1385/01/19ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

چندی است وبلاگ زیبای راز دل به کوشش دوست فرهیخته من آقای بیات آغاز بکار کرده

از خصوصیات بارز راز دل آشنایی با اساتید موسیقی سنتی ایرانی است

و....

به نام حضرت دوست، او که زيباست و خالق زيباييهاست .
 
در اين قسمت مي خواهيم در مورد يکي از خالقان زيبايي در زمينه مو سيقي بگويم، او  که آخرين باز مانده خاندان هنر موسيقي ايراني (خاندان آقا علي اکبر فراهاني) بود، آري استاد احمد عبادي.  ....

 

راز دل

http://dojam.blogfa.com/ 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/15ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

همایون شجریان

 همایون شجریان,فرزند چهره ی شاخص ایران,در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ در تهران در خانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود . از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بودتا با تشخیص پدر تزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگ فر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کردو دورن بلوغ روزانه تکنیک آواز و صدا سازی را به صورت فشرده فرا کرفت.در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از

استاد شجریان و همایون شجریان

هنرستان به ادامه ی فراگیری فن نزد اردشیر کامکار پرداخت . از سال ۱۳۷۰ پدر و گروه اوا را در کنسرتهای امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به  بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر همخوانی را آغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از گشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به اهنگسازی محمد جواد ضرابیان , اولین برنامه ای است که همایون به تنهایی خوانندگی آنرا به عهده دارد. با ارزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی که در پیش روی دارد

 

 


مطرب دل

با من، صنما، دل يکدله کن

گر سر ننهم، آنگه گله کن

مجنون شده ام، از بهر خدا

زان زلف خوشت يک سلسله کن

سی پاره به کف، در چله شدی

سی پاره منم ترک چله کن

مجهول مرو، با غول مرو

زنهار سفر با قافله کن

ای مطرب دل، زان نغمه خوش

اين مغز مرا پر مشغله کن

ای زهره و مه زان شعله رو

دو چشم مرا دو مشعله کن

ای موسی جان شبان شده ای

بر طور برآ ترک گله کن

نعلين ز دو پا بيرون کن و رو

در دشت طوی پا آبله کن

تکيه گه تو حق شد نه عصا

انداز عصا وان را يله کن

فرعون هوی چون شد حيوان

در گردن او رو زنگله کن

 


 آلبوم: بی تو بسر نمیشود

با صدای استاد محمد رضا شجریان

هم آوا و تنبک  همایون شجریان

تار حسین علیزاده

 کمانچه کیهان کلهر

شعر حضرت مولانا

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/10ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

 

 

استادجواد معروفی فرزند موسی معروفی موسیقی دان مشهور ایران در سال ۱۲۹۴ خورشیدی در تهران متولد شد. جواد معروفی پس از دریافت گواهینامه ابتدایی وارد مدرسه عالی موسیقی به مدیریت کلنل وزیری شد . وی ابتدا مقدمات موسیقی را از پدر فرا گرفت و پس از مدتی معلومات خود را نزد کلنل وزیری تکمیل کرد.
معروفی نخست تار می نواخت ولی بعد از چند سال سازش را عوض کرد و به نواختن پیانو مشغول شد. در سال ۱۳۱۲ در وزارت فرهنگ، هنرآموز موسیقی شد، چندی هنرآموز سرود بود سپس از هنرستان موسیقی دیپلم گرفت و به تعلیم سلفژ و دیکته موسیقی در همان هنرستان پرداخت. از آغاز تاسیس انجمن موسیقی سولیست ارکستر آن انجمن شد و پس از تاسیس هنرستان موسیقی ملی، هنرآموز آن هنرستان شد.
در نواختن پیانو در حوزه موسیقی ایرانی از استادانی که در این ساز کار کردند روش مشیر همایون را بیشتر از محجوبی اقتباس کرده است. ولی خود دارای سبکی خاص و ممتاز شده و تکنیک نوازندگی را در این ساز ارتقاع داد.
معروفی از آهنگسازان زبردست موسیقی ما به شمار می رود

آثار او عبارتند از:
- قطعاتی در دستگاه ماهور و راک؛
- سوئيت های دشتی؛
- سه گاه؛
- ماهور و ديلمان ( که در مايه ی دشتی با آواز استاد بنان برای ارکستر تنظيم شده و چهار مضراب آن را استاد ابوالحسن صبا ساخته است )؛
- خواب های طلايی؛
- عاشورا؛
- خزان؛
- روزگار من؛
- طبيعت، به روايت جواد معروفی؛
- سپيده؛
- ژيلا؛
- رومينا؛
- فانتزی زيبا؛
- کوکو.
 
جواد معروفی پس از یک بیماری ممتد در سال ۱۳۷۲در گذشت و در بهشت زهرا مدفون گشت.


 


جان عشاق

هماي اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذري بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط كلاه
اگر ز روي تو عكسي به جام ما افتد
شبي كه ماه مراد از افق طلوع كند
بود كه پرتو نوري به بام ما افتد
ملوك را چو ره خاكبوس اين در نيست
كي التفات مجال سلام ما افتد
چو جان فداي لبت شد خيال مي بستم
كه قطره اي ز زلالش به كام ما افتد
خيال زلف تو گفتا كه جان وسيله مساز
كز اين شكار فراوان به دام ما افتد
ز خاك كوي تو هردم كه دم زند حافظ
نسيم گلشن جان در مشام ما افتد
به نا اميدي از اين در مرو بزن فالي
بود كه قرعه دولت به نام ما افتدهماي اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذري بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط كلاه
اگر ز روي تو عكسي به جام ما افتد
شبي كه ماه مراد از افق طلوع كند
بود كه پرتو نوري به بام ما افتد
ملوك را چو ره خاكبوس اين در نيست
كي التفات مجال سلام ما افتد
چو جان فداي لبت شد خيال مي بستم
كه قطره اي ز زلالش به كام ما افتد
خيال زلف تو گفتا كه جان وسيله مساز
كز اين شكار فراوان به دام ما افتد
ز خاك كوي تو هردم كه دم زند حافظ
نسيم گلشن جان در مشام ما افتد
به نا اميدي از اين در مرو بزن فالي
بود كه قرعه دولت به نام ما افتد

شعر : حافظ                                                

 



نگارينا دل و جانم ته داري
همه پيدا و پنهانم ته داري
نمي دونم كه اين درد از كه ديرم       
همين دونم كه درمانم تو داري


شعر : باباطاهر


تصنيف « جان عشاق »

دوش مي آمد و رخساره برافروخته بود
تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود
رسم عاشق كشي و شيوه شهر آشوبي
جامه اي بود كه بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود مي دانست
وآتش چهره بدين كار برافروخته بود
گرچه مي گفت كه زارت بكشم مي ديدم
كه نهانش نظري با من دلسوخته بود
كفر زلفش ره دين مي زد و آن سنگين دل
در پي اش مشعلي از چهره برافروخته بود


شعر : حافظ


آلبوم جان عشاق                        

اجرای کنسرت سمفونیک

با صدای استاد محمد رضا شجریان

پیانو استاد جواد معروفی

تنظیم استاد مشکاتیان

 

 

 #FFFFFF

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/03ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin